
مهر وزارت علوم پای لیست منابع درسی رشته کامپیوتر آموزشکده های (!) فنی و حرفه ای!!!!!!!!!!!!
daneshjoyane shamsipour
shalvare parcheii
pirhane abi
kart bar roye sine
va digar hich
bah bah
nakhon ha kotah
mohaye kotah
divare kelasemon nam keshide
nejatiye khaste
(nejati reeis daneshgast)
jeloye dar neshaste
bah bah
bah bah
kart joda
shahriye joda
bah bah
bah bah
محمد مهدی زاهدی در جمع خبرنگاران در پاسخ به خبرنگاری که درباره تغییر وضعیت دانشکده ها و آموزشکده های فنی و حرفه ای از وزیر علوم سئوال می کرد در ابتدا گفت: “من هم خوشم می آید و هم متأسف هستم از شما برخی خبرنگاران. خوشم می آید که حکم صادر می کنید و تحلیل می کنید و قضاوت می کنید.” وی در حالی که خبرنگاران را به بیان واقعیات و “رسالت واقعی خبرنگاری” توصیه می کرد اعتراض دانشجویان به تغییر وضعیت دانشکده ها و آموزشکده های فنی و حرفه ای را نیز تکذیب کرد.
لازم به یادآوری است که دانشجویان دانشکده های فنی در روز دوم تجمع خود، سه شنبه گذشته در مقابل وزرات علوم در شهرک غرب تحصن کردند که نیروی انتظامی ساختمان وزارت علوم را محاصره کرده و مانع ورود دانشجویان به داخل ساختمان وزارت علوم شد. عکس ها و خبر مربوط به اعتراض دانشجویان دانشکده های فنی حرفه ای در مقابل وزارت علوم را در این لینک و فیلم آن را در این لینک می توانید ببینید.

امروز صبح تجمع تعدادي از دانشجويان جلوي دانشكده فني توجه چندي از مسئولين را به خود جلب كرد. آنها خيلي تلاش كردند بچه ها رو آروم كنند ولي ما به حركت خودمون ادامه داديم، هرچند يه سري از دانشجوها با يه مشت حرف كه درجه اعتبارش معلوم نيست متقاعد شدند و ما رو تنها گذاشتند.

ساعت ده بود. شايد به زور سي نفر ميشديم!!!! ولي حكايت همچنان باقي بود. كم كم اونايي كه اين اعلاميه به دستشون رسيده بود ميآمدند. يه سري هم از ترس استاد و كلاس و نمره و امتحان جيم شدند. يه سري هم نميدونستند بيان به ما بپيوندند يا نه؟!
ما ميدونستيم كه از طرف بچه هاي شمسي پور يه قرار ملاقاتي با وزير علوم تنظيم شده ولي كاسه صبرمون لبريز شده بود چون ميگفتند چهارشنبه تصويب ميشه كه دانشكده هاي فني بشن آموزشكده! و سردر دانشكده ها رو ميارن پايين!
ما براي رئيس جمهور هم نامه فرستاديم. نميدونم تا چهارشنبه بدستش برسه يا نه؟!
دو نفر از بچه ها فرستاديم برن يه پرچم بنويسن و بيارن ما امضا كنيم تا به اين وسيله مجوز تظاهرات بگيريم و هيچكس نتونه هيچ حرفي بهمون بگه.
براي خريد پرچم دونگامونو رو هم گذاشتيم. اون دو نفر رفتن.
هنوز تعدادمون خيلي كم بود. روي چمناي جلوي درب دانشكده نشسته بوديم ولي از طرف حراست چند نفر اومدند و به همين تجمع كوچيك ما اعتراض كردند. نميدونم اگه مشكلي نيست واسه چي از يه مشت دانشجوي ساكت و اروم كه نشستند هوا بخورند! ميترسيدند؟!
مجبور شديم شعار بديم تا بچه ها جوگير شن بيشتر بيان!
پرچم رسيد با متني مبني بر اينكه ما يه مدرك مستند كتبي ميخواهيم براي ادعاي شما كه قضيه منتفي است.
شروع كرديم به امضا كردن.




راه افتاديم به سمت فازهاي ديگه تا بيشتر امضا جمع كنيم. "دانشجوي با غيرت، حمايت حمايت!" اين شعا ما بود. ولي كدوم غيرت كدوم حمايت؟! همه از ترس اخراج شدن و برخوردهاي انضباطي كه اين روزا به در و ديوار اطلاعيه شو زده بودند جرات جلو اومدن هم نداشتن! يه فيلمبردار سر و كله اش پيدا شد. از كجا؟ نميدونم! حسابي زوم كرده بود روي دانشجويان معترض تا اينكه آتيشي شديم و حسابي بهش توپيديم تا خودشو جمع كنه. آخه از طرف دانشكده بود.
تا جلوي خوابگاه رفتيم ولي دريغ از يه نفر! اونا رو حسابي ترسونده بودند.
چون به وقت ناهار نزديك ميشديم رفتيم سمت سلف.
روي ديوار سلف:
غافل از اينكه ازدواج بچه مدرسه ايها غير قانونيه!!!!
يه سري اونجا پرچم رو امضا كردن.
بچه ها پرچمو بدند توي سلف.


همچنان كسي نزديك نميشد! تا اينكه شعار "دانشجوي باغيرت، حمايت حمايت!" ما تبديل شد به "دانشجوي بي غيرت، خجالت خجالت!". "خداييش دانشجوهاي ترسو بي غيرت ما دست رشتيا رو از پشت بستند!"، اينو يكي از دانشجوهاي معترض گفت.
يه اطلاعيه از قرار زير بدستمون رسيد كه باعث شد تعدامون كمتر بشه.

در نهايت قرار بر اين شد كه مجوز اعتراض و تظاهرات رو بگيريم و پرچمو به مجلس يا دفتر رياست جمهوري برسونيم، بلكه فرجي بشه!
وقتي تصميم گرفتم برم خونه با گروهي كه از طرف "سن ايچ" اومده بودند، مواجه شدم. شربت ميدادن! شربت شيرين افتتاحيه مدرسه شريعتي!!!!!!!!!!!!!
براي اون دسته از دانشجويان بزدل و بي تفاوت واقعا متاسفم! بايد بگم اگه سردر دانشكده مون بزنه "مهد كودك شريعتي"، بازم كمه! تر و خشكم كه با هم ميسوزن ديگه!!!!!!!!!!!!!!!!!
يادم باشد حرفي نزنم كه به كسي بر بخورد
نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد
راهي نروم كه بيراه باشد
خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را
يادم باشد كه روز و روزگار خوش است
همه چيز روبراه و بر وفق مراد است و خب تنها دل ما دل نيست، آره